من نمیدونم این دخترک به کی رفته که انقدر سرتق شده!( احتمالا" به عموش یا مامانش یا داییش یا بقیه بستگان و دوستان و آشنایان!). همه کلمه ای رو بلد شده بگه جز بابا و مامان. هر کلمه ای که بگی میتونه نصفه نیمه بگه ( حتی کلمه قسطنطنیه!) ولی وقتی میگی بگو بابا، میگه "دد" وقتی میگی بگو مامان بازم میگه "دد"!!! میفهمه که داره لجبازی میکنه.البته ناگفته نماند وقتی دهنش پره میگه ماما!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۸۸ساعت 10:23  توسط امیر  | 

دخترک به هیچ عنوان بابا یا ماما نمیگه. فقط وقتی دهنش پره میگه ماما. هر بار که میگم بگو بابا میگه "ددر"( البته حرف ر تلفظ نمیشه)! یاد گرفته بگه توپ. البته به جاش میگه پوت! یاد گرفته وقتی چیزی از دستش میفته بگه " اوتا" ( یعنی افتاد). امروز بردیمش آزمایش بده. ظاهرا" این آزمایشها برای بعد از یکسالگی نرماله و همه انجام میدن. واقعا" طلسمی بود که شکسته شد. وقتی یاد کولی گری و جیغ و گریه ش میفتادیم وحشت میکردیم. امروز صبح سه تایی رفتیم آزمایشگاه و خدا رو شکر که اجازه ندادن من همراهشون داخل بشم! وقتی لیلا برگشت خیالم راحت شد که بیرونشون ننداختن! دخترک کولی و نازنازی و لوس من!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور ۱۳۸۸ساعت 16:27  توسط امیر  | 

دخترک الان ۳ تا دندون درآورده. ۲تا پایین و یه نصفه بالا. جدیدا" یاد گرفته دندوناشو به هم میکشه و یه صدای بدی در میاره. دندون قروچه میگن؟! به شدت هم ترسوئه. از صدای ماشین ریش تراش و آبمیوه گیری و جاروبرقی و هرچیزی که صدا داره میترسه و محمک میچسبه به بغل آدم. از صدا و دیدن شوتینگ زباله هم به هکذا!آها یه نکته جالب اینکه بچه م گیاهخواره. عاشق هندونه و طالبی و آلو و هلو و کلا" میوه جاته و به شدت از گوشت قرمز و مرغ و ماهی متنفره. باید هزارتا ژانگولر بازی در بیاری تا یه لقمه گوشت بخوره ولی دهنش رو از صد متری باز میکنه برا هندونه و طالبی! 
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور ۱۳۸۸ساعت 15:51  توسط امیر  |