نمیدونم قبلا" گفتم یا نه علی آقا تفاوتهای رفتاری و احلاقی( !؟) زیادی با زهرا خانم داره. از غذا خوردن و خوابیدن تا همه چی . بالکل متفاوت هستن از هم. هرچی زهرا آروم بود، به جاش خان داداشش بدقلق و ناآرومه. یکی از مکافاتها خوابیدنه. خیلی سخت میخوابه و باید هزرار جور مصیبت سر خودت و خودش بیاری تا بخوابه. خوابش هم به شدت سبکه. یکی دوبار که من مسئول خوابوندنش بودم، کار به جایی رسید که دعواش کردم. گفتم بگیر بخواب ببینم ئه! خیلی هم جدی. نگاه کرد و با حالت معصومانه خوابید. الان دیگه دعوا کردن هم جوابگو نیست. از دیشب فهمدیم که باید آزادش بذاری توی تخت تا برای خودش بچرخه و بگرده تا خوابش ببره. بعدش سرش رو میذاره روی بالش و میخوابه. مکافاتی شده ها.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۴ساعت 9:39  توسط امیر
|
سلام. شش ماهی میشه که دست و دلم به نوشتن نرفته و این هم لابد شانس علی آقای ماست که سرش بی کلاه موند و نتونستم خاطراتش رو بنویسم. بخشی ش گناهش گردن بلاگفای مزخرفه که همه خاطرات گذشته رو پاک کرد (بی لیاقت). بخشی ش هم لابد گردن تنبلی من و تنوع شبکه های اجتماعی و از مد افتادن وبلاگ.
اما اگه از حال ما خواسته باشید، خوبیم و ملالی نیست جز مریضیها و سرماخوردگیهای مدام این فصل. علی اقا که 10 ماهش شد. غذا میخوره و فعلا" فقط " بَ بَ " یاد گرفته که معلوم نیست میگه بابا یا به به! وقتی هم یه چیز جدید میبینه میگه " پوف" ! 4 دست و پا میره و 2 تا دندون در آورده و همه جا سرک میکشه و هر چی سر راهش باشه با ولع تمام میخوره.دیروز هم از روی تختش خودش رو انداخته روی زمین. یه عادت بدی هم که داره وقتی گشنه ش میشه دیگه اشنا و غریبه سرش نمیشه. چشماش رو میبنده و شروع میکنه جیغ و گریه. به شدت هم غریبی میکنه و گارد میگیره.
زهرا خانم هم خانمی شده برای خودش. کلاس اول هست و با سواد شده تقریبا" و هرچی ببینه میخونه. ظرف میشوره گاهی و همچنان غذا نخوره! متخصص در جذب انواع ویروس سرماخوردگی هم هست . شما خوبید؟
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۴ساعت 10:16  توسط امیر
|