دخترک برا خودش یه پا مهندس کامپیوتر شده. میره لپ تاپ
رو باز میکنه. جدیدا" پسورد گذاشتیم روش. با دقت زل میزنه به حروف پسورد.
بعد برا خودش هر برنامه ای رو که دوس داشته باشه میاره. از سی دی گذاشتن و نقاشی
آوردن و بازی اجرا کردن و عکس و فیلم رو از تو سوراخ درآوردن و دیدن بگیر تا
ایشالا به زودی عضو پلاس و فیسبوک شدن!!! دیگه امنیت نداریم چیزی رو توی کامپیوتر
خونه مخفی کنیم!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۰ساعت 12:52  توسط امیر
|
شبا گاهی از خونه با لپتاپ وصل میشم و پلاس بازی و سابقا" هم که گودر بازی بود. زهرا هم میبینه و میگه بابا چی کار داری میکنی؟ میگم کار میکنم. امروز توی این مجلات پیک برتر یه چیزی دید و صدام کرد که بابا از اون کارایی که تو میکنی اینجا داره. نگاه کردم دیدم لوگوی گوگل رو چاپ کردن! چقدر تعجب کردم که یه بچه 3 ساله چقدر حواسش به همه چیز هست. چقدر باید مواظب باشم و حواسم به رفتار و حرفام باشه.
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۰ساعت 20:5  توسط امیر
|
زهرا از روابط آدمیزادا و اینا چیزی سر در نمیاره. بهش گفتم بابایی من کی تو هستم؟ میگه تو خواخرمی!!!!میگم مامانی کی تو میشه؟ میگه اون برادرمه!!!! میگم تو کی ما میشی؟ میگه هیچکی! من زهرا خانومم!!! بعد دیشب داشتیم خواخر بازی میکردیم که لیلا سر رسید . هی داره سعی میکنه یادش بده خواهر! نه خواخر! منم یواشکی میگفتم الکی میگه مامان. همون خواخر درسته!!!
+
نوشته شده در دوشنبه دوم آبان ۱۳۹۰ساعت 8:51  توسط امیر
|