در راستای حضور دوست و رقیب خیالی به اسم نونو!( همون خرزو خان خودمون!) که پیشتر ذکر خیرش بود، چند شب پیش ساعت 3-2 نصف شب دیدم داره با یکی حرف میزنه. فکر کردم لابد بیدار شده و نشسته و داره با ما حرف میزنه. بلند شدم دیدم نه. خوابه. داره توی خواب با نونو حرف میزنه! داشت میگفت " این عروسک منه نونو!!". من این مقدارش رو البته فقط فهمیدم. میخوام بگم ظاهرا" موضوع جدی تر از این حرفاس!