دیروز دوستم زنگ زد و داشتیم صحبت میکردیم. تلفن که قطع شد ، دخترک گفت بابا کی بود؟! گفتم علی آقا. گفت علی آقای خاله صنوبر؟ گفتم نه. یه علی آقای دیگه. گفت علی آقای بابای مهدیس؟ گفتم نه. یه علی آقای دیگه. گفت چی گفت؟! گفتم هیچی. گفت دوست دارم عاشقتم! گفت به من گفت؟ گفتم نه. به من گفت! گفت میخواستم باهاش حرف بزنم. گفتم چیکارش داشتی؟ گفت میخواستم بوسش کنم!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ساعت 11:26  توسط امیر  |