این دو سه شبه با دخترک قره قوروت میخوریم. از این خونگیا که خیلی هم ترشه. روز اول لیلا بهم گفت مواظب باش زیاد نخوره، فشارش میفته. حالا دیشب روی مبل دراز کشیده و داره سی دی میبینه. مامانش میخواد شام دهنش کنه و نمیخوره. میگه فشارم افتاده!!! یا من یکی دو بار گفتم مثلا" که حال ندارم فلان کار رو انجام بدم و خسته م و اینا. پریشب داریم با هم توپ و حلقه بازی میکنیم. بعد توپای من نمیفتاد تو سبد. میگه بابا حال نداری؟!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ساعت 8:44  توسط امیر  |