وقتی یه قولی به دخترک بدیم امکان نداره یادش بره. چند شب پیش یواشکی داشتم بستنی زعفرونی میخوردم. بعد کلا" یه دونه برا خودم گرفته بودم. برا زهرا از این بستنی پیچ پیچیا که رنگیه خریده بودم. بعد گفت منم میخوام و خوب نداشتیم. گفتم میخرم برات. فردا صبحش تماس گرفته به شرکت چند بار که چرا از اون بستنی نارنجیها برام نمیخری. همونا که موقع شام خودت خوردی!!! امروز صبحم زنگ زده که بابا چرا برام ادامس موزی نخریدی؟ میگم بابایی من دیشب بهت قول دادم. بذار برسم خونه میخرم. وای به حالم اگه شب دست خالی برم خونه. هیچ رقمه نمیشه سرش کلاه گذاشت!
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آذر ۱۳۹۰ساعت 13:57  توسط امیر
|