دیشب به اتفاق دخترک مشغول مامان بازی یا خاله بازی یا هرچی! بودیم. مامانی هم که در اینجا نقش مادر بزرگ قصه ما رو بازی میکنه داشت با خیال راحت به کاراش می رسید. در این بازی من نقش بابای نی نی ها رو بازی میکردم و وظیفه م بیدار کردن نی نی ها و جونورا از خواب و بردنشون به دستشویی و آماده کردنشون برای صبونه بود. زهرا هم نقش مامان نی نی ها و مشغول آماده کردن نون و پنیر و مربا و عسل و کره بود! جالب این بود که با هرکدوم از نی نی ها باید یه جور برخورد میکردم. مثلا" هاپو اجازه داشت تا موقع پهن شدن سفره لالا کنه. بقیه این اجازه رو نداشتن! بعد صبونه هر کدوم از جک و جونورا هم فرق داشت! یکی دوس داشت فقط مربای خالی بخوره! یکی عسل دوس نداشت و باید تخم مرغ بخوره! یکی هم چای سبز!!!!

نی نی ها در حال آماده شدن برای صبحانه

نی نی ها در کنار مامانشون

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۰ساعت 7:56  توسط امیر  |