شبهای قدر رفتیم دانشگاه تهران. البته شب اولش رو چون جایی رو غیر از بازار و مراسم حاج آقا مجتبی ( ره) سراغ نداشتیم رفتیم. ولی شبهای بعد رو به خاطر اصرار زهرا! هر شب فوری قول میگرفت که شبای دیگه هم باید بیایم اینجا. چون ایشون میرفتن برا خودشون دوست پیدا میکردن و توی چمنا بدو بدو میکردن! امیدوارم خدا به خاطر وجود این فرشته های معصوم به ما بزرگترها هم رحم کنه. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 11:15  توسط امیر  |