دیشب میگه بیا توپ بازی کنیم. میگم برو بچه حوصله ندارم. برو با همقد خودت بازی کن. دستاش رو زده به کمرش و میگه اعصاب منو به هم نریزا!!!! ما تا 27 سالگی نمیدونستیم اعصاب چی هست! ( این هیچ ربطی به اینکه 27 سالگی ازدواج کردم نداره ها. بی خود همه چی رو به هم ربط ندید!). و چون خونه ما خیلی مرد سالاریه و حرف من خیلی خریدار و نفوذ داره، ناگفته پیداس که مجبور شدم توپ بازی کنم!

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 10:5  توسط امیر  |