دخترک دیروز که مصادف با تولد حضرت علی ( ع) بود 11 ماهه شد. این 11 ماه برای ما به سرعت برق و باد گذشت و بزرگ شدن دخترک رو قشنگ حس کردیم. گاهی فکر میکنم چه فرزندای بدی برای پدر مادرامون هستیم که بزرگ شدنمون رو همزمان با پیر شدن اونا فراموش میکنیم و قدرشون رو نمیدونیم. دخترک 11 ماهه الان میتونه غلت بزنه ( به جای راه رفتن و سینه خیز رفتن!)، به شدت ددری شده و عصر که میشه با همه وجودش تمنای در میکنه، با باباش شبا کل کل میکنه. یه جیغ من میزنم و یه جیغ دخترک! انقدر جیغ میکشیم تا روی یکیمون کم بشه!، دس دسی میکنه ، بهش میگیم زبونت کو؟ زبونش رو در میاره و بعدش توسط باباییش خورده میشه!، به قول بعضیا باسن!!زمین گذاشتن نداره! همش میخواد بغل بشه و تا بابایی رو میبینه به شدت تقلای بغل شدن میکنه، اصواتی از خودش در میاره و ما میگیم این یعنی بابا و مامان و ددر!، عاشق تبلیغ تلویزیون و موسیقیه. چنون میخکوب میشه که انگار داره روی پروژه شکاف اتم کار میکنه!. خلاصه که اینطوریا!