دیروز در یک اقدام متحورانه تصمیم گرفتیم دخترک رو از پوشک بگیریم. ایشون هم سنگ تموم گذاشتن و کل خونه رو سه بار آبکشی کردن! بار اول یه ژله گذاشتیم کنار گفتیم اگه بشینی سر توالت و کارت رو بکنی ژله میدیم. نیم ساعت نشست و کاری نکرد. دوباره این عملیات تکرار شد. با این تقاوت که دیدم لیلا هلهله کنان گفت عملیات انجام شد! ما هم خوشحال و خندون ژله رو دادیدم دستش و کلی توی دلمون به دخترکمون افتخار کردیم. هنوز ژله کامل خورده نشده بود که من دیدم شلوارش خیسه! گذشت تا نیم ساعت بعدش که دیدیم هم شلوارش خیسه هم چیزه!! خلاصه نشستیم کلی نصیحتش کردیم که دخترم انسان عاقل و بالغ و فهمیده و متمدن باید قبل از اینکه کاری کنه بگه که مامان من چیز دارم! نه اینکه شلوارش رو خیس کنه. حرفامون انقدر نتیجه بخش بود که هنوز حرفا تموم نشده بود که دیدیم دوباره شلوارش خیس شد! دیگه داشت کار به درگیری فیزیکی و خشونت میرسید که به این نتیجه رسیدیم بابا فعلا" بیخیال! بچه رو باید وقتی از پوشک گرفت که خونه مامان دونه یا دائیهاش باشه!!! خلاصه الان زندگی داریم پاک و مطهر و طیب و طاهر!!!

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور ۱۳۸۹ساعت 10:33  توسط امیر  |